در پژوهش حاضرروش آماری پژوهش از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر 10-7 ساله ای تشکیل دادند که در سال تحصیلی 1398 در شهر تهران مشغول به تحصیل بودند(+مادران این کودکان) که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. حجم نمونه مناسب پژوهش با فرمول تاباخنیک و فیدل (2007) برآورد شد. این پژوهش دارای دو متغیر مستقل بود که با استفاده از فرمول تاباخنیک تعداد 150 کودک و 150 نفر از مادران آنها انتخاب شدند. از کودکان پرسشنامه هوش ریون و مهارت های مثبت اندیشی پنج عاملی و از مادران آنها پرسشنامه سبک های فرزندپروری گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبکهای فرزندپروری و مهارت های مثبت اندیشی کودکان رابطه وجود دارد. بین هوش و مهارت های مثبت اندیشی کودکان رابطه وجود ندارد. بین هوش و سبک های فرزندپروری رابطه وجود ندارد.