هدف از انجام این پژوهش نقش وسطهای خودکارآمدی در رابطه با احساس مثبت به همسر بر شادکامی زنان بود. روش پژوهش در این اثر توصیفی ـ تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش زنان متأهل منطقه 2 شهر تهران در رده سنی 18 تا 65 سال بود. حجم نمونه از روش جدول کرجسی و مورگان به دلیل غیر قابل شمارش بودن تعداد افراد جامعه آماری بینهایت 384 نفر تعیین شد و وش نمونه گیری به صورت غیرتصادفی در دسترس بود. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های احساسات مثبت به همسر کی.دانیل. الری، فرانسیس فینچام، و هیلاری ترکویتز، خودکارآمدی عمومی شرر و مادوکس (1982) و شادکامی آکسفورد آراگیل ولو (1989) استفاده شد. نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش نشان داد خودکارآمدی در حالت استاندراد به میزان 0.28 واحد در تبیین واریانس متغیر ملاک یعنی شادکامی بصورت مثبت و مستقیم تاثیر دارد (0.05< p). همچنین احساس مثبت به همسر در حالت استاندراد به میزان 0.26 واحد در تبیین واریانس متغیر میانجی یعنی خودکارآمدی بصورت مثبت و مستقیم تاثیر دارد (0.01< p). نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش نشان داد احساس مثبت به همسر بصورت مستقیم و در حالت استاندراد به میزان 0.53 واحد (0.01< p) در تبیین واریانس متغیر ملاک یعنی شادکامی بصورت مثبت تاثیر دارد. همچنین احساس مثبت به همسر در حالت کل و استاندراد به میزان 0.6 واحد (0.01< p) در تبیین واریانس متغیر ملاک یعنی شادکامی بصورت مثبت تاثیر دارد. در مورد تاثیر غیرمستقیم احساس مثبت به همسر بر شادکامی از طریق نقش واسطهای نتایج خودکارآمدی، برآورد استاندارد نشان داد احساس مثبت به همسر از طریق خودکارآمدی تاثیر مثبت و معناداری به ترتیب به میزان 0.07 واحد (0.01< p) بر شادکامی دارد.